عیدتون پیشاپیش مبارک
نوشته های سمیراسلام دوستای عزیزم
خوبید؟
وای چقدر دلم میخواد از این ترم آخر بودن بنویسم.از خاطراتی که لحظه به لحظه اش برام شیرینه.لحظاتی که حسرتشو میدونم بعدنامیخورم..حیف که وقت ندارم بنویسم وگرنه من همه شونو مینوشتم و شما هم مدام بهم گوشزد میکردید بابا یه کم کوتاه و خلاصه بنویس
حیفم میاد واقعا که ننوشتمشون.هفته ی بعد خیلی از کلاسامون آخرین جلسشونه.هفته ی بعدشم که لق و تقه.
و من باید از 23 باید به طور مرتب امتحان بدممممممممممممممم
برام دعا کنید
راستی یادم رفت بگم عیدتون مبارک
ایشاالله که هرچی دعا دارید برآورده بشه.منم این وسطا فراموش نکنید
دلم میخواست فردا بیام و بنویسم ولی خوب چون از فردا صبح خونمون مهمون میاد تا شب منم نمیتونم بیام(ای بابا مگه یادتون نیست که منه کوشولو هم جزو سادات این مملکتم!!)
به هر حال امیدوارم که منو از یاد نبرید.راستی امثال یه عدد سادات به جمعممون اضافه شده.اگه گفتید کی؟!؟!؟ ای بابا.عزیزم...جیگرم....گلم....آره دیگه ثنای نازم هم مثل منه(بابا من موندم این همه شباهت بین من و ثنا مگه ممکنه.خدا وکیلی اگه الان دوستام اینجا بودن یه دونه می کوبوندن تو سرم.بابا جون من می گم اینا حسودن که میگن ثنا شبیه من نیست.بابا این همه شباهت!!!!حالا بیا حالیشون کن.نمونه اشو که بهتون گفتم.)

خلاصه کلوم غرض از مزاحمت و چرت و پرت نوشتن من این بود که بگم عزیزان دلم،دوستای بلاگیمون،دوستای مجازی من،منو فراموش نکنیدااااااااااااااااااااااا
خوب دیگه من میرم.ولی فکر نکنید نمیامااا.نخیر میام.ولی اگه خدا بخواد بعد از امتحانا.حیفم اومد نیام عیدو تبریک بگم.
دوستتون دارم قد همه چیزایی که تو دنیا وجود داره
(آقا سامان و مهسا خانوم این وبو سرپا نگه میدارید با نوشته های خوشملتون؟؟!؟منتظر هستم.)
فعلا
Stats
جستجوی مطالب
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها: